یکی از اصول اساسی و مهم نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا نظام نمایندگی است و میتوان گفت دراین کشور تقرییاْ بیش از هر کشور دیگری انتخابات برگزار میشود. این انتخابات در سطوح دولت فدرال، دولتهای ایالتی و محلی برپا میشود. به عبارت دیگر تقریباْ بسیاری از مشاغل از ریاست جمهوری تا مدیران مدارس ویا فرودگاهها توسط مردم برای دورهای مشخصی انتخاب میشوند.بر اساس آمارهای موجود در سراسر ایالات متحده آمریکا، بیش از ۵۰۰ هزار شغل از طریق انتخابات توزیع میشود که ۵۳۷ سمت در سطح فدرال، ۸۰۰۰ سمت در سطح دولتهای ایالتی، و ۴۹۴ هزار سمت نیز در سطح دولتهای محلی است.
در سطح دولت فدرال، رئیس جمهور از طریق یک سیستم دو مرحلهای انتخابات از یک سو توسط مردم و از سوی دیگر توسط هیاتهای انتخابی موسوم به الکترال کالج برای ۴ سال برگزیده میشود.
یک پوستر انتخاباتی از سال ۱۹۰۰
نمایندگان کنگره نیز مستقلاْ توسط آراء مردم انتخاب میشوند. ملاک انتخاب نمایندگان مجلس نمایندگان جمعیت بخشهای انتخاباتی است و به ازاء هر ۵۷۰ هزار نفر یک نماینده به مجلس نمایندگان راه پیدا میکند که تعداد ۴۳۵ نفر را شامل میشود. در حالیکه هر ایالت بدون احتساب بزرگی و کوچکی ، ۲ نماینده در سنا دارد. بدین ترتیب تعداد سناتورها صرفاْ ۱۰۰ نفر است که برای یک دوره ۶ ساله انتخاب میشوند.
تنها قوهای که اعضاء آن از طریق غیر مستقیم برگزیده میشود، قوه قضائیه و یا قضات دیوان عالی فدرال است. ۹ قاضی بلند پایه دیوان عالی فدرال و همچنین قضات دیگر محاکم قضایی با معرفی رئیس جمهورو تصویب سنا انتخاب میشوند. مدت فعالیت قضات دیوان عالی فدرال مادام العمراست .
در سطح ایالتها نیز، تقریباْ همین روند تکرار میشود. فرمانداران به عنوان روسای قوای مجریه همانند رئیس جمهور برای ۴ سال برگزیده میشوند و همزمان نیز نمایندگان مجالس قانونگذاری ایالتی انتخاب میگردند.
پایین ترین میزان رضایت مردم آمریکا از کنگره طی 24 سال اخیر
آمریکائیان امروزه، بی¬نهایت از عملکرد کنگره ناراضی می¬باشند و این موضوع می¬تواند صدمات بسیاری را در انتخابات میانه¬ای بر دموکرات¬ها وارد آورد. در حال حاضر 37% نظر مساعدی نسبت به کنگره دارند، در حالی که دیدگاه 52% از مردم آمریکا نسبت به کنگره منفی است. از ماه آوریل عقاید مثبت نسبت به کنگره به میزان 13 درصد کاهش یافته است و در حال حاضر در پایین¬ترین حالت خود در بررسی¬های بیش از دو دهه اخیر مرکز تحقیقاتی "پیو" قرار دارد.
آمار مقبولیت امروز کنگره در چندین نقطه زمانی بااهمیت از جمله پیش از انتخابات میان¬دوره¬ای سال 2006(41%)، در طول دادگاه محاکمه کلینتون(48% در ژانویه 1999) و در طول توقف خدمات غیرضروری توسط دولت در اواخر سال 1995 (42% در ژانویه سال 1996) پایین¬تر از آمار مقبولیت آن در طول دو دهه گذشته بوده است.
در حال حاضر مقبولیت کنگره در میان دموکرات¬ها 55% می¬باشد که این میزان پایین¬تر از 66% در ماه آوریل و 60% در ژانویه است. در میان گروه¬های مستقل، از ماه آوریل آمارهای مثبت 16 درصد افت داشته¬ و از 47% به 31% رسیده¬اند. در ماه ژانویه، 32% از رای دهندگان مستقل نسبت به کنگره از دیدگاه مثبتی برخوردار بودند. دیدگاه جمهوری¬خواهان نسبت به کنگره به طور قابل توجهی منفی است، امروزه، 25% از جمهوری¬خواهان نسبت به کنگره نظر مساعد و 67% از آنان نظری منفی دارند.
مشارکت پایین مردم امریکا و تلاش برای جبران آن با فرافکنی
با توجه شدت یافتن بحران اقتصادی در آمریکا و نبود چشم اندازی روشن از آینده، شکاف طبقاتی در این کشور بسیار تشدید شده است. ایالات متحده در بین کشورهای صنعتی دنیا یکی از ناعادلانهترین سیستمهای مالیاتی دنیا را دارد که ثروتمندان را بر بقیهی اقشار جامعه ترجیح میدهد. نظام اقتصادی این کشور طی 200 سال گذشته همواره بر تقدس ثروت استوار بوده است. به عبارت دیگر در جامعهی آمریکا، با ارزشترین کار، کسب سود است و افرادی موفق شناخته میشوند که سرمایهیبیشتری به دست آورندو افراد کم درآمد و فقیر هیچ شانسی برای زندگی ندارند. در ایالات متحده کسی که درآمد بیشتری دارد، بخش کمتری از داراییهای خود را نسبت به دارندگان درآمد متوسط و پایین باید برای مالیات بپردازد. اوباما نیز تلاشی برای اصلاح اخذ مالیاتهای نابرابر از مردم آمریکا نکرده است و اکثریت مردم این کشور از بیتحرکی او در طول این 3 سال رضایت ندارند. (جدول2) اگرچه رییس جمهور آمریکا به تازگی و در سال پایانی زمامداری خود برای جلب اعتماد از دست رفتهی مردم و کسب رأی، شعار تغییر سیستم مالیاتی آمریکا را داده است.
در واقع راهبرد ایران هراسی، از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در دستور کار سیاستمداران آمریکایی و اروپایی قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی، سیاستمداران غربی تلاش فراوانی نمودند تا با ایجاد یک دشمن فرضی، مانع از رشد و بالندگی نظام سیاسی مبتنی بر دین اسلام در ایران شوند. انقلاب اسلامی ایران طرحی نو در جهان با خود به همراه آورد، گفتمانی که با اقبال بسیاری در بین مسلمانان، مستضعفان و محرومان جهان روبهرو شد. آمریکاییها با به کارگیری انواع ترفندها در پی بی فروغ نمودن این انقلاب در اذهان جهانیان بودند.
فعالین جنبش ضد جنگ نیز در 41 شهر آمریکا و چند کشور دیگر تظاهراتی را در 15 بهمن در همبستگی با مردم ایران انجام دادند. این تظاهرات دور محور این شعارها انجام شد: «با جنگ مخالفت کنید!»، «با تحریمها مخالفت کنید!»، «با دخالتها در ایران مخالفت کنید!»و «با ترورها در ایران مخالفت کنید!» ساکنان یک شهر آمریکا حتی پا را در این مخالفت فراتر گذاشته و کار را به شورای شهر کشاندند. ارگان قانونگذار شهر «شارلوتسویل» در ایالت ویرجینیا به تازگی قطعنامهای را صادر کرد که به نظر میرسد، در نوع خود اولین در آمریکا باشد. در این قطعنامه نه تنها با جنگ برضد ایران مخالفت شده بلکه خواسته شده است که حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی و جنگهای زمینی فعلی آمریکا نیز متوقف شود. طبق نظرسنجی جدیدی نیز که مرکز پژوهشی «پیو» انجام داده است، حدود 81 درصد مردم آمریکا اعتقاد دارند که رییس جمهور باید تمرکزش بر مسایل داخلی باشد و تنها حدود 9 درصد معتقدند که اولویت باید مسایل خارجی باشد.
مشاركت انتخاباتی در ایران و سایركشورهای جهان
معمولا میزان حضور مردم در پای صندوقهای رأی، یكی از شاخصهای توسعه سیاسی در هر كشوری محسوب میشود و نمایانگر تعلق خاطر مردم به كشور و سرزمین خود است، زیرا معنا و مفهوم نماد مردمسالاری و اعلام وفاداری مردم و رضایتمندی آنان از نظام، از میزان مشاركت جدی مردم در عرصههای مختلف ملی، بویژه انتخابات حاصل میشود.
در این رابطه باید گفت كه میزان مشاركت انتخاباتی در كشوری مانند آمریكا، به طور میانگین حدود 48 درصد بوده است و در برخی سالها به طور مثال، 1986 و 1998 به 36 درصد نیز رسیده است. میانگین مشاركت مردم در انتخابات طی چند سال اخیر در لهستان حدود 51 درصد، سوئیس 54 درصد، جمهوری آذربایجان 47 درصد و پاكستان تقریبا 45 درصد بوده است. این میزان مشاركت، بویژه در كشورهای غربی و در سالهای اخیر، به دلیل بحرانهای سیاسی و اقتصادی و نارضایتی مردم از سیستم سرمایهداری و لیبرالیسم، كمتر نیز شده است. در بسیاری از كشورهای همسایه نیز انتخابات در سطوح پایین، به صورت نمایشی و با مشاركت حداقلی اقشار مختلف مردم صورت میپذیرد.
مقایسه انتخابات مختلف از سال 2000 تاكنون، در ایالات متحده آمریكا با ایران
پس از پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامیایران، تاكنون بیش از 33 انتخابات در موضوعاتی نظیر رفراندوم جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی، تدوین قانون اساسی، انتخابات ریاستجمهوری و شوراهای اسلامی در كشور ما انجام پذیرفته است
با این وجود، در جمهوری اسلامی ایران عمدتا انتخابات وسیع با مشاركت مردمی برگزار میشود. شایان ذكر است كه اولین انتخابات جمهوری اسلامی تنها 45 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی در 12 فروردین 1358، برگزار گردید كه این موضوع در جهان بیسابقه است و كوتاهترین زمان برگزاری انتخابات در یك كشور پس از به ثمر رسیدن انقلاب در آن كشور محسوب میشود. نكته قابل توجه و برجسته دیگر این است كه در این انتخابات بیش از 98 درصد از واجدین شرایط در رأیگیری شركت كردند.
در حالی كه عرف بینالمللی شركت 25 تا30 درصد مردم در انتخابات را برای مشروعیت آن كافی میداند، همان گونه كه ملاحظه میشود، همواره میزان مشاركت در انتخابات مجلس در كشورمان بالاتر از نیمی از واجدین شرایط بوده است.این در حالی است كه نظام جمهوری اسلامی در طول 32 سال گذشته با دسیسههای مختلف از سوی بیگانگان و مزدوران داخلی آنان مواجه بوده است از سوی دیگر، میزان شركت مردم در انتخابات در این 8 دوره، دال بر رضایت عمومی و نیز علاقه و اعتماد به ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی است. اما آنچه در این مقطع اهمیت دارد، شیطنتهای اخیر بیگانگان در افزایش تحریمها و جنگ رسانهای شدید علیه جمهوری اسلامی با هدف كاهش حضور مردم در انتخابات است.
درصد مشارکت مردم امریکا نیزدرجدول زیر آمده است
در مجموع هشت انتخاباتی که برای تعیین ترکیب اعضای خانه ملت برگزار شده، انتخابات مجلس پنجم با حضور 71 درصد واجدین اخذ رای، در بالاترین لیست جایگاه قرار دارد و مجلس هشتم با غیبت 49 درصد واجدین اخذ رای در انتخابات اسفند 86 در پایین ترین جایگاه است. در تمامی ادوار مجلس، بیش از 50 درصد واجدین اخذ رای در انتخابات حضور یافتهاند.
نظام سياسي غرب، سال هاي سال با ادعاي دمكراسي و حضور تعيين كننده مردم در سرنوشت كشورها و مجامع خود ضمن بهره مندي از پرستيژ جامعه مدني، ساختارهاي سياسي نظام هاي خود را از انقلاب، كودتا و دگرگوني هاي بنيادين مصون ساخته بود.
سالهای طولانی دیکتاتوری وعدم توجه به خواسته ها و مطالبات مردم که در جوامع ديگر به خصوص كشورهاي جهان سوم رايج و متداول بوده است كه فرآیند آن بي ثباتي سياسي و ناپايداري نظام هاي غيردمكراتيك را به همراه داشته است، همواره مورد تمسخر و استيضاح مدعيان دمكراسي در كشورهاي غربي قرار مي گرفت.
اما مردم همين مجامع امروزه درمي يابند كه سردمداران خود هيچ تفاوتي با رهبران سياسي كشورهاي جهان سوم ورژیمهای مستبد و دیکتاتوری ندارند،وشاید در مرتبه خود کامگی ونادیده انگاشتن آرای ملت های خود بدتر از جوامع عقب مانده وغیردموکراتیک جهان سوم عمل می کنند ؛ چرا كه آنان يك گام نيز از اين مدعيان پيشروترند يعني بدون ادعاي دمكراسي خودكامگي مي كنند و مدعيان جهان غرب با ادعاي دمكراسي و بدتر از آن به سخره گرفتن آراء و نظرات و خواسته هاي مردم خود- در بازي هاي پيچيده و متهوع سياسي آنان را مي فريبند و خودكامگي مي كنند!
فرآيند اين تحولات منفي جز بي اعتمادي افكار عمومي ملت هاي جهان غرب به سياستمداران و زمامداران جوامع خود و انتخاب گزينه هايي كه به ظهور تغييردهنده هاي بنيادي منتهي مي شود و شيوه هايي را كه ملت هاي جهان سوم بالاجبار براي مقابله با حكومتگران خودكامه خود به كار مي برند حاصلي ندارد.
یکی از مهمترین ارکان دمکراسی انتخابات است.
انتخابات آزاد و تعیین سرنوشت جامعه به دست آحاد جامعه مهمترین شاخص دمکراسی است.
زمامداران غربي سال هاي سال با بدست گيري و كنترل و تغذيه رسانه هاي ارتباط جمعي خود سعي در هدايت افكار عمومي ملت هاي غربي كردند، در طي اين زمان نسبتا طولاني فضاهايي ايجاد كردند، فلسفه ها و سبك ها و فرهنگ ها و گفتمان هاي نويني ابداع و خلق كردند تا با توسل به آنها منافذ تخليه عصبيت هاي جوامع خود را در ظهور تغييردهنده ها و گزينه ها و گرايش هاي بنيادي و براندازي مسدود نمايند. اما تكرار دروغ و دهن كجي آشكار به خواسته ها و نظرات و آراء مردم، ملت هاي غرب را نسبت به اين فضاسازي هاي دروغين رسانه ها واكسينه كرده و با بدبيني و بي اعتمادي به هر آنچه از ناحيه صاحبان قدرت صادر مي شود تلاش و پي جويي آنها را براي دستيابي به منافذ جديد فزوني بخشيده است.
در اين راستا هر روز كه مي گذرد مردم غرب، به ويژه ملت هاي اروپايي در مخالفت با واشنگتن و سياست يكجانبه گرايي و جنگ افروزي اش اعتراض هاي خود را در قالب تجمعات هزاران نفري، راهپيمايي ها و صدور بيانيه ها و... به سياستمداران و زمامداران كشورهاي خود بروز مي دهند.
در انتخابات و گزينش شخصيت هاي سياسي نيز تمايل خود را به احزاب و شخصيت هايي نشان مي دهند كه شعارهاي آنان را در نفي سازش با خواسته هاي واشنگتن و كسب استقلال سياسي تكرار مي كنند اما حاصل خواسته ها و آراء و نظرات آنان با بايكوت يا ابطال و يا تغيير مشي زمامداران مواجه شده و برآورده نمي شود.
از اين روي دير يا زود جهانيان مي بايست شاهد ظهور تغييردهنده ها و انقلاب هاي بنيادي در غرب با شیوه ها وروشهای مرسوم در جوامع دیگر همچون اعتصابات سراسري، تحصن هاي سياسي احزاب و گروه هاي مردمي، اعتراض ها و اعمال تخريبي جنبش هاي افراطي ملي و يا مذهبي و... بوده و در صورت مقابله زمامداران شاهد تحركات تروريستي گسترده در سطح اين قاره و در نهايت جهان غرب باشند.
تنها طي دهه گذشته حداقل در سه کشوراروپايي سه انتخابات بزرگ وسراسري به دستوراتحاديه اروپا تحريم ودرنهايت باطل ويا به انحراف کشيده شد که عمده دليل آن پيروزي رهبران احزاب ضدآمريکايي و ضد صهيونيستي بودند که با شعارها و اعلام مواضع ضداسرائيلي توانسته بودند اعتماد مردم خود را به دست آورند.
مخالفت با صهیونیسم ورژیم اشغالگرقدس خاص مسلمانان و جوامع اسلامی نیست.
به جز مسلمانان، بسياري ازجوامع و ملل غيرمسلمان نيزطي60سال گذشته که سرزمين فلسطين به اشغال اسرائيل درآمده است -عليرغم بمباران تبليغاتي وشبانه روزي امپرا توري رسانه اي صهيونيستهادرمظلوم نمايي خود - برعليه اشغالگران موضع گرفته و با حمايت ازمردم مسلمان فلسطين با آنان همدردي نموده اند. دراين خصوص لازم به يادآوري است که دهه هفتاد ميلادي در زماني که حدود دودهه ازاشغال فلسطين مي گذشت ؛ دهها گروه چريکي مسلحانه درکشورهاي اروپايي شکل گرفتند که وجه مشترک همه آنها مخالفت با آمريکا و صهيونيسم ونيزحمايت از مردم مسلمان فلسطين بود.
اين گروههاطي يک دهه با آتشفشاني ازعمليات مسلحانه واقدامات تخريبي برعليه منافع آمريکا و اسرائيل و دولتهاي غربي حامي آنها خواب راحت را ازچشمان دولتهاي غربي ربودندومانع ازگسترش فعاليت اشغالگري صهيونيستها شدند ولي سرانجام با خيانت بارزيکي از رهبران کشورهاي عربي که با انگيزه حمايت ازاين گروهها با آنان ارتباط گرفته بودوهماهنگ بابرنامه ريزي سرويسهاي امنيتي کشورهاي غربي ؛ پايگاهها و مراکز آنان شناسايي شدو تا اوايل دهه هشتاد ميلادي تشکيلات اکثرآنها ازبين رفت.
اما عليرغم اين اقدامات، حمايت ازمردم فلسطين و مخالفت با آمريکا وصهيونيستها ونفوذ آنها و افسانه پردازي هايشان ومخالفت با دولتهاي غربي حامي اسرائيل به عنوان يک اصل بديهي و انکارناپذيردربسترافکارعمومي کشورها و مجامع غربي ازبين نرفت.
يورگ هايدر، گرهاردشرودر و ژان ماري لوپن ازجمله رهبران سياسي جهان غرب بودند که درطي يک دهه گذشته در اتريش، آلمان و فرانسه با اعلام مواضع ضدصهيونيستي خود توانستند آراي عمومي را به سوي خود جلب نمايند اما در نهايت با دخالت اتحاديه اروپا و تحريمهاي آنان ناگزير ازتصحيح مواضع ويا کناره گيري شدند.
يورگ هايدر رهبر حزب راستگراي آزادي اتريش با اعلام صريح مواضع ضد صهيونيستي درسال 2000توانست برنده انتخابات اين کشور شود .هايدر با ائتلاف با حزب راستگراي ملت اتريش دولت تشکيل داد. اما انتقادهاوتهديدهاي رهبران اتحاديه اروپا که تحت سلطه کامل صهيونيستها هستند باعث گرديد تا آنان درمخالفت با آراي ضد صهيونيستي مردم اتريش دست به اقدامات عملي بزنند واين کشور را به مدت دو سال تحريم اقتصادي کنند .
تحريم اتحاديه اروپا و انتقاد رهبران وگروه هاي سياسي وابسته تا سال 2002 براي از پا درآوردن دولت ائتلافي هايدرادامه يافت ودرنهايت با برگزاري انتخابات زودهنگام حزب آزادي متحمل خسارتهاي سنگين گرديد و ائتلافش با جريان ائتلاف براي آينده اتريش شکسته شد. هايدرطي چندسال پس از اين شکست تلاش گسترده اي براي بازگشت مجدد به عرصه تصميم گيري کشورش به انجام رساند تا اينکه موفق گرديد با ائتلاف مجدد باحزب دست راستي" اتحاد براي آينده اتريش" وحضور موثر در انتخابات پارلماني اين کشور به موفقيت دست يافته و شمار قابل توجهي از کرسي هاي پارلمان اتريش را از آن خود کند ؛ اما انتقادهاي شديد هايدر از اسرائيل، نفي هلوکاست ومخالفت بانفوذ گسترده يهوديان در جامعه اروپا وهراس مجدد لابي هاي صهيونيسم دراروپا از قدرت گرفتن مجدد وي باعث گرديد تنها يکماه پس از پيروزي جديد او دراتريش وي را ازبين ببرند.
سه سال قبل در مهرماه سال 87 يورگ هايدردرحالي که عازم منزل مادرپيرش وديداروي بود در حادثه رانندگي مشکوکي کشته شد!
گرهارد شرودر رهبرحزب سوسيال دموکرات آلمان نيزکه از چهره هاي مخالف آمريکا وصهيونيسم بود در انتخابات سراسري سال 1998 با شعارهاي ضدآمريکايي و ضد صهيونيستي موفق به کسب اعتماد مردم آلمان شد و کرسي صدراعظمي آلمان را ازآن خود کرد؛ اما مخالفت سران اتحاديه اروپا با مواضع سياسي وي باعث گرديد تا چند ماه پس از پيروزي او آلمان را تحريم کرده وروابط ديپلماتيک با آلمان را به حالت تعليق درآوردند تا اينکه وي در تريبوني رسمي به عذرخواهي از مواضع خود پرداخت . سران صهيونيست پروراتحاديه اروپا با وي آشتي کردند اما مردم در اقصي نقاط آلمان عليه وي تظاهرات برپا کردند که چرا به ما دروغ گفتي؟!!
فضاي غالب در افکار عمومي بين المللي چه مسلمان و چه غيرمسلمان برعليه آمريکا و صهيونيستهاست .چرا که پذيرش فرهنگ تجاوز و اشغالگري برخلاف عرف و فرهنگ ذاتي ملتهاي جهان است - زيرا پذيرش آن به معناي آن است که بپذيرند هرکس زور و قدرت داشت مي تواند ديگران را از خانه خودشان بيرون کند و برجاي آنان بنشيند و اين امري نیست که به جز رژيم آمريکا که خودبا اشغال سرزمين بوميان سرخپوست این قاره شکل گرفته است هيچ ملتي بتواند آن را تحمل کند.
ژان ماري لوپن سياستمدار مليگراي فرانسوي و بنيانگذار و رهبر جبهه ملي فرانسه نيز سرنوشتي مشابه هايدر وشرودر داشت. او پنج بار در انتخابات رياست جمهوري فرانسه شرکت کرد ودر سال 2002، حتي درمرحله نخست انتخابات نفردوم شد و از ليونل ژوسپن نامزد اصلي جناح چپ پيشي گرفته بود.
عمده مواضع لوپن مخالفت با صهيونيستها ودرخواست لغو قانون موسوم به قانون گسو (در باب محکوميت هر گونه اظهارات ضد يهودي) وترديد پيرامون افسانه هلوکاست بود.
قانون گسو در ژوييه سال 1990 درفرانسه وضع گرديد وبراساس آن هر گونه اظهارنظرواعلام مواضع انكارگرايانه هلوكاست در ملاء عام جرم تلقي مي شود .
براساس اين قانون تاكنون شمارزيادي ازافرادبه استناد موادآن محكوم شده اند.
مشابه اين قانون در برخي ديگر از كشورهاي اروپايي مانند آلمان، بلژيك، كانادا و سوئيس نيز وجود دارد كه عده اي از انديشمندان ومتفکران غربي براساس اين قوانين ضد انساني در محاكم قضائي اين كشورها محکوم شده اند.
دامنه مواضع ملي گرايانه لوپن ازبازگشت به فرهنگ ملي و سنتي فرانسه و عدم همراهي با سياستهاي آمريکا تا مخالفت با جنگ خاورميانه و...گسترده است. مردم فرانسه با اين مواضع که در برگيرنده منافع ملي آنهاست به لوپن راي دادند و وي را تا پشت در کاخ اليزه رساندند اما نفوذ لابي صهيونيسم در اروپا مانع از راهيابي او به اليزه گرديد .
دمکراسی غربی در بحران است و مهمترین معدله این بحران چالش حکومتگران و حکومت شوندگان در انتخابات و نگاه متفاوت مردم و منتخبین آنها با صاحبان قدرت و زمامداران پنهان این جوامع است.
مقدمه
امام خميني(ره) با اتكاء به «خدا و مردم» انقلاب را رهبري و الگوي نوين حكومت ديني را بر پايه نظريه «مردم سالاري ديني» با عنوان «جمهوري اسلامي» به مردم پيشنهاد كرد و با آراء عمومي، نظام جديد مستقر گرديد. امروز هم خلف صالح ايشان با همين مبنا راه امام(ره) را ادامه ميدهند. بر اين اساس حضور چشمگير و حداكثري مردم در پاي صندوقهاي رأي، مورد تأكيد هميشگي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، حضرت آيتالله العظمی خامنهاي(مدظله العالی) بوده است. نظام جمهوري اسلامي بر مشاركت عمومي شهروندان در تعيين سرنوشت خويش اصرار دارد و رمز اقتدار ملي را در اصول مشاركت عمومي و همبستگي ملي ميداند.
مردم سالاری دینی
مفهوم مردم سالاري ديني از جمله مفاهيمي است كه برآمده از فرهنگ انقلاب اسلامي و به عنوان نظريه اي شاخص در نسبت دين با سياست است. حضرت امام خميني به عنوان معمار اصلي جمهوري اسلامي، تعريف خود را از مردم سالاري ديني بر اساس اسلام به عنوان دين حداكثر و دموكراسي به عنوان حداقل بنا كرده است. اگر چه امام هيچ گاه از اصطلاح «مردم سالاري ديني»استفاده نكرده است اما در پاسخ به سؤالي در خصوص اينكه هدف مبارزه ملت ايران كسب آزادي است يا تحقق اسلام مي فرمايد: هدف اسلام بود والبته اسلام در برگيرنده همه معاني است كه به آن دموكراسي مي گويند.
در بعد نظری؛ مقبولیت نظام در نظر مردم در کنار حقانیت نظام دو رکن اساسی مردم ساری دینی می باشد. حضرت ایت اله خامنه ای مقام معظم رهبری این امر را به این شکل بیان می فرمایند:
در اسلام، مردم یک رکن مشروعیتند؛ نه همه پایه مشروعیت. نظام سیاسی در اسلام، علاوه بر رای و خواست مردم، بر پایه اساسی دیگری هم که تقوا و عدالت می باشد، استوار است. امیرالمؤمنین، امام دادگران عالم، مظهر تقوا و عدالت، وقتی بعد از قتل عثمان در خانه اش ریختند تا ایشان را به صحنه خلافت بیاورند، فرمودند: «لولا حضورالحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء الا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها» ; اگر وظیفه من با توجه، [به] قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجل و منجر نمی شد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، باز هم قبول نمی کردم. بنابراین، تقوا و عدالت بدون رای و مقبولیت مردم کارایی ندارد. فرق بین دمکراسی غربی و مردم سالاری دینی، همین جاست. در مردم سالاری دینی و در شریعت الهی این موضوع مطرح است که مردم باید حاکم را بخواهند تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد که حکومت کند.
مردم موتور اصلی حرکت جامعه و تضمین کنندة سعادت، رشد و تعالی جامعه اند و بی حضور و مشارکت آنان، اهداف متعالی اسلام و جامعه اسلامی هرگز تحقق نخواهد یافت. مرور گذرا بر قانون اساسی و مطالعه فصول و اصول مختلف آن، نشان می دهد که مردم نقشی اساسی و جدی، هم در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هم در تأسیس نظام جمهوری اسلامی و هم در استمرار و اداره نظام اسلامی داشته و دارند. از مهم ترین عرصه ها و نمودهای نقش و تأثیر مردم در نظام جمهوری، انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی است. که به فرموده امام راحل(ره) در راس امور است. در واقع انتخابات، عامل پیوند مردم با نظام سیاسی می باشد. دليل واضح اين امر را هم ميتوان در اهميت انتخابات در جامعه دانست، بگونهاي كه ميتوان گفت زندگي سياسي شهروندان در دنياي نوين تقريباً در انتخابات خلاصه ميشود. در این میان، مجلس شورای اسلامی از جمله نهادهایی است که جنبه مردمی بودن نظام را نشان می دهد و زمینه های مشارکت مردم در اداره امور جامعه را فراهم می آورد. ازاین رو، شرکت در انتخابات مجلس، به معنای احترام به مردم و حمایت از مردم سالاری دینی است.
انتخابات و مشاركت سياسي مردم
شركت در انتخابات عامترين، سهلترين و كم هزينهترين نوع مشاركت سياسي است و يكي از معيارهاي مناسب براي كشف ميزان مشاركت سياسي مردم و لو به شكل كمي آن ميباشد و تا حدودي انگيزهها و عوامل تشديد كننده مشاركت، همچنين موانع مشاركت مردم را در عرصه فعاليتهاي سياسي نشان ميدهد. يكي از مشخصات انتخابات، خصلت « گزينشي» آن است. يعني هم نامزدي انتخابات (البته در چارچوب قوانين) آزاد است و هم راي دهنده ميتواند از ميان نامزدهاي مختلف اعلام شده، آزادانه آنهايي را كه تمايل دارد، برگزيند. در مورد ماهيت راي، دو نظريه را ميتوان ذكر كرد. دستهاي راي دادن را حق افراد ميدانند و دسته ديگر آن را يك عمل اجتماعي و يك تكليف براي افراد اجتماع ميدانند
نظريه اول مبتنيبر نظريه «حاكميت تقسيم شده» ميباشد. توضيح آنكه اگر حاكميت مردم، ماحصل جمع سهام حاكميت هر شهروند باشد، پس صاحب سهم حاكميت يعني شهروند حق دارد كه سازماندهي حكومت و صورتبندي اقتدار عالي سياسي همكاري و مشاركت كند. بنابراین رای دادن و حضور در تصمیم گیری سیاسی، صرفا حق مردم است. نظريه دوم ناشي از انديشه «حاكميت ملي» است. ملت كليتي است تقسيمناپذير و حاكميت متعلق به اين كليت يعني ملت است نه شهرونداني كه جزو عوامل سازنده آن هستند. اگر قدرت انتخاب كردن به يكايك شهروندان سپرده شده باشد نه از باب اين است كه خود اصالتاً صاحب اين حق هستند بلكه با انجام يك عمل در گزينش كارگزاران حكومتي شركت ميجويند. شهروندان با راي دادن در واقع وظيفه اجتماعي خود را انجام ميدهند. بنابراين اگر منافع جامعه ايجاب كند ميتوان راي دادن را به عنوان تكليف صرف اجتماعي الزامي سازد و امتناع از آن را ممنوع نموده و حتي مجازات نمايد.
به نظر ميرسد نظريهاي كه در برگيرنده هر دو نظريه باشد قابليت كاربرد بيشتري داشته باشد. در اين ميان نظريهاي كه با اصل آزادي انسانها در تعيين سرنوشت خود و نيز مسئوليت اجتماعي سازگاري بيشتري دارد، نظريهاي است كه راي دادن را هم حق و هم تكليف افراد جامعه ميداند. در این باب مقام معظم رهبری هم حق و تکلیف مردم را در کنار هم می نگرند:
انتخابات، هم حق ملت است، هم يك وظيفه ملي است. نظام جمهوري اسلامي، نظامهاي انتصابي قدرت را نسخ كرد و انتخاب مردم را در مديريت كشور داراي نقش كرد. اين حق آحاد ملت است كه بتوانند انتخاب كنند و در تعيين مدير كشور داراي نقش باشند. از سوي ديگر وظيفه هم هست؛ به اين خاطر كه اين شركت ميتواند روح نشاط و احساس مسئوليت را هميشه در جامعه زنده نگه دارد و حضور مردم در صحنه را به رخ دشمنان اين ملت بكشد. انتخابات فقط يك وظيفه نيست، فقط يك حق هم نيست، هم حق شماست، هم وظيفه عمومي است.
کارکردهای انتخابات مردم سالاری دینی
انتخابات به عنوان عاليترين مظهر حضور مردم در عرصه سياسي و مهمترين مجراي تحقق حاكميت مردم است. نظام مردم سالار نظام حاكميت مردم بر سرنوشت خويش، نظام داشتن حكومتي برخاسته از مردم و پاسخگو در برابر مردم است. نقش وجود انتخابات و برگزاري متناوب و منظم و ادواري آن يكي از نشانههاي بارز مشاركت سياسي و مردمسالاري است. در نظامهاي مردمسالار، انتخابات دورهاي فرصتي است براي مردم كه به نظر خودشان را نسبت به شيوه حكومت و مديريت يك دولت ابراز نمايند و اگر عدم رضايتي نسبت به آن داشته باشند،كسي يا گروهي ديگر را كه صلاحتر و با كفايتتر ميشناسند جايگزين سازند. بدينوسيله سيستم سياسي رو به اصلاح و بهبودي و تكامل تدريجي پيش ميرود. در بررسی جایگاه انتخابات در نظام مردم سالاری دینی در رشد کشور، پیشرفت نظام، سعادت مردم و در یک کلمه تحقق آرمان های انقلاب اسلامی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
الف: تحول در فرهنگ سیاسی
برگزاري انتخابات منظم عاملي در فرهنگسازي سياسي تلقي ميگردد. فرهنگ سیاسی مقوله تحولپذيري است و شيوه عملكرد ساختار قدرت بر آن تاثير ميگذارد. انتظار اينكه فرهنگ سياسي در نتيجه تحولات آموزشي و اقتصادي و تحرك اجتماعي دگرگون گردد، انتظار درستي است، اما نميتوان تصور كرد كه بدون تغيير در ساختار قدرت اين تغيير، همه جانبه و موثر باشد. در كل، نظام سياسي رقابتي و مشاركت آميز خود دستگاهي براي آموزش و تربيت سياسي شهروندان به شمار ميرود. ميتوان به اين واقعيت پي برد که اراده ملي و مشارکت ملي داراي شاخض ها و پيش فرض هايي است که بدون بسترسازي اين شاخص ها روند دموکراسي خواهي با چالش مواجه مي شود. اين مسئله ارتباط نزديکي با فرهنگ جوامع دارد. مردمسالاري ديني به عنوان يک الگوي نوين با توجه به اينکه مسئوليت دروني و وجدان دروني فرد و پاسخگويي فرد را در پيشگاه خداوند متعال به دنبال دارد، زمينه مناسبتري براي تسريع در روند بسترسازي دارد.
اما باید به این نکته توجه داشت که مردم یکی از اجزای اصلی هر انتخاباتی هستند و از آنجایی که تصورات و انگاره هایی است که افراد نسبت به دولت و نظام سیاسی پیدا می کنند، در فرهنگ سیاسی محور کار قرار می گیرد؛ پس باید به انتخابات و اصل حاکمیت مردم سالاری دینی به عنوان عنصری برای رشد و افزایش بصیرت سیاسی مردم نگریست. در ایران نیز مانند هرکشور دیگری که نظام های سیاسی گوناگونی را در طول سالیان دراز تجربه کرده است، تصورات و انگاره های ویژه ای در رابطه بین مردم و دولت ها به وجود آمده و ماندگار شده است. در پژوهش های گوناگونی تلاش شده است تا این رابطه ترسیم و تبیین گردد. وجه مشترک بیشتر این پژوهش ها رسیدن به نوعی رابطه آمریت ـ فرمانبرداری، به عنوان شاخصه اصلی نگاه میان نظام سیاسی و مردم است. در بطن این رابطه مفاهیم و متغییرهایی چون تملق قدرت، قدرت گرایی، خود محوری، ترس از کار جمعی، عدم نگاه آینده نگر و برنامه ریز و... وجود دارد. یکی از اصلی مولفه های فرهنگ سیاسی ایرانیان که اکثر پژوهشگران داخلی و خارجی بر آن تأکید کرده اند عدم وجود روحیه همکاری میان آنان و تمایل آنان به کارهای انفرادی است. خصلتی که شاید از فرهنگ سیاسی پاتریمونیالیستی در طول تاریخ استبداد در ایران نشات گرفته باشد.
ولیکن واضح است این عدم تمایل ایرانیان، حتی نخبگان، به کار جمعی و اولویت دادن به کارهای انفرادی سبب گردید از این ناحیه ملت ایران در طول تاریخ متحمل ضررهای عمده ای گردد که شاید مهمترین آنها تأخیر در توسعه سیاسی و فراهم شدن فرصت برای دولت های بیگانه در مواقع حساس برای بهره برداری از موضوع باشد. بنابراین می توان با در نظرگرفتن رابطه ای تعاملی میان فرهنگ و ساختارهای سیاسی به رفع این مشکلات پرداخت. گسترش روحیه انتقاد و نظریه پردازی، نگاه راهبردی، کار دسته جمعی، تحمل مخالف، اعتماد به نفس و ... از جمله نیازهای فرهنگی ای هستند که شاید نتوان به یکباره آنان را در جامعه نهادینه ساخت، و لیکن می توان با ایجاد ساختارهای سیاسی نوین به آنان جامه تحقق پوشاند. شاید با کمی فرهنگ سازی رسانه ای و ایجاد ساختار سیاسی مشارکتی بتوان به بالاترین سطح فرهنگ سیاسی مدنی دست یافت. ساختار مردم سالاری با محوریت رای مردم به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بهترین ساختار برای تامین مصادیق ذکر شده فرهنگ سیاسی باشد. امری که می تواند در عین؛ افزایش روحیه جامعه پذیری در میان ایرانیان به کاهش منازعات در میان نخبگان سیاسی و حاکم گردیدن روحیه همکاری در میان آنان انجامیده و بتوان با تکیه بر آن سریعتر از گذشته مسیر دهه پیشرفت و عدالت را پیمود. ترغيب فردباوري و عقلانيسازي رفتار جمعي نيز يكي ديگر از كاركردهاي انتخابات است. سازماندهي افراد در نهادي مدني و فراهم آوردن مكانيزمي براي اظهار وجود اخذ راي و نظر آنها سبب ميشود هر فرد ضمن كسب احساس تعلق و موثر بودن و هويت جمعي بر تنشهاي ناشي از خود بيگانگي و بيتفاوتي سياسي فاق آيد. انتخابات بواسطه كاركرد تخصص خود در روند عقلاييكردن سياست و مشاركت در نظام مردم سالار نقش بسزايي را ايفا ميكند
ب: توسعه سیاسی
برخی نظریه پردازان سیاست، به سه نوع رابطه میان فرد و نظام سیاسی اشاره کرده اند. در نوع اول مردم آگاهانه در تمامی امور سیاسی مشارکتی فعالانه دارند و نظام سیاسی را از خود می دانند. در نوع دوم، این نظام سیاسی است که از بالا حکم می راند و مردم نقشی در وضع قوانین و اداره جامعه ندارند. در نوع سوم به دلیل عدم شکل گیری و شناخت از نظام سیاسی و دولت ملی هیچ گونه مشارکتی قابل تصور نیست. جمهوری اسلامی ایران یادگار امام راحل(ره)، پدیده ای نوظهور در عالم انسانی بود. در مرکز گفتمان امام، اسلام یک دین متعالی بود. غنای مفهومی چنین دینی تمامی زوایای زندگی آدمی را در بر گرفته، سیاست را همنشین دیانت کرده، هر دو را در کنش اجتماعی مردم متجلی نمود. بنابراین حضور مردم و نحوه تعامل آنان با نظام در یک زمینه اجتماعی مثبت، از جمله اهداف اساسی پیش روی نظام است. نظام پارلمانی متجلی در مجلس شورای اسلامی پیوستگی میان مردم و نظام را تشدید کرده و مشارکت فعال مردم در نظام سیاسی را امکان پذیر تر و مسئولانه تر می سازد. پاسخگویی نهاد قدرت و حکمرانی خوب، با توجه به رابطه تعاملی این نهاد با سایر حوزه های اجتماعی، فرایند جامعه پذیری سیاسی و توسعه سیاسی را در کشور نهادینه نموده و آن را تسریع می بخشد. نتیجه این امر حس اعتماد و اطمینان مردم به مجریان و همراهی جامعه با سیاستهای حکومت می باشد. در اینجاست که انتخابات آزاد و قانونمند به عنوان بارزترين شكل نهادينگي مشاركت سياسي، عمدهترين ابزار ايجاد و حفظ جامعه مدني به شمار ميآيد. رويههاي مشاركت سياسي از طريق انتخابات ميتواند مسبب تكوين و تداوم جامعه مدني باشد. انتخابات فضا را براي بسط دامنه قدرت اجتماعي يا به عبارتي قدرت نهادهاي واسط ميگشايد و از مسئوليت حكومت در برابر ملت سخن ميگويد انتخابات به ايجاد و بازنمايي مشروعيت سياسي ميانجامد و بر وسعت و كيفيت مشاركت مردم ميانجامد. انتخابات و آراي عمومي براي انتخابات كارگزاران و حل مشاركت كشور مهمترين عامل مشروعيت حاكميت است.
ج: ساختارسازی سالم سیاسی
يكي از مهمترين كاركردهاي انتخابات، قاعدهمند نمودن انتقال قدرت سياسي از گروهي به گروه ديگر است. فقدان قاعدهاي براي انتقال و توزيع قدرت سياسي و مسئوليت اداره جامعه، مصائب سياسي گوناگوني به دنبال ميآورد. ايمان به وجود و كاركرد انتخابات به گروههايي كه براي تصاحب قدرت سياسي به رقابت ميپردازند، تضمين ميدهد كه بهترين راه و شيوه كسب قدرت، حضور در انتخابات است. كسب قدرت از راه انتخابات ضمن دارا بودن مشروعيت لازم از سوي مردم، مسالمتآميزترين شيوه در رسيدن به اريكه قدرت است. انتخابات زمينههاي لازم براي چرخش نخبگان و دگرگوني در بخشهايي از گروه حاكمه را بطور مستمر فراهم ميسازد. بدین شکل محکمه انتخابات و رای مردم در عین اینکه فضایی برای تصمیمات ایجابی مردم است از سوی دیگر تمامی اقدامات خشونت امیز برای کسب قدرت و جرزنی های سیاسی را نفی می کند.
در واقع سازماندهي انتخابات واقعي با افزايش مشاركت و گسترش رقابت سياسي بين گروههاي مختلف سياسي، اجتماعي بستري مناسب براي رقابت تشكلهاي موجود در جامعه بوجود ميآورد و حتي شرايط و زمينههاي لازم براي ظهور گروههاي جديد سياسي- اجتماعي بوجود ميآورد. براين اساس انتخابات به عنوان عرصه مبارزه در رقابت گروهها، تشكلها، انديشهها، طرحها و ديدگاهها از يك طرف با بسط علايق سياسي در بين آحاد مردم، آنها را به حقوق سياسي خودشان آشنا ساخته و باور شهروندان را به رعايت ارزشهاي مردم سالارانه تقويت ميكند و از طرف ديگر رقابت مسالمت آميز بين گروههاي سياسي را براي تصاحب قدرت نهادينه ساخته و موجب تقويت آنها ميشود. این رقابت سالم و در نظر داشتن حریم ها و حرمت های نظام اسلامی و همچنین منافع ملی البته از جمله خواست های عمیق نظام مردم سالاری است. مقام معظم رهبری در این باره انتخابات دهم ریاست جمهوری را به عنوان مثال تلخ این مسئله مطرح می کنند:
بهترین خاطره ها، حضور عظیم و خیره کننده چهل میلیونی مردم در پای صندوقهای رأی بود و بدترین خاطره ها مربوط به «جرزنی های» سیاسی برخی افراد ناباب، نادان و بعضاً معاند، در انتخابات بود...در هر انتخاباتی ممکن است عده ای معترض باشند، در چنین شرایطی، قانون، راه را معین کرده است، اما در انتخابات سال 88 عده ای راه قانون شکنی، تحمیل هزینه به کشور و مردم، شاد کردن دشمن، و اجرای برنامه های مورد نظر دشمن را برگزیدند ولی راه به جایی نبردند زیرا مردم در صحنه بودند و تا زمانی که ملت در صحنه است. انتخابات مظهر حضور مردم و نتیجه آن، مظهر خواست و رأی مردم است و همه باید به آن احترام بگذارند. رقابت غیر از خصومت و تهمت زنی متقابل است، رقابت به معنای اثبات خود با نفی دیگران نیست. رقابت، دادن وعده های خلاف قانون، برای جلب نظر مردم نیست.
در مقطع فعلی نظام اسلامی به دنبال ترکیبی زیبنده از ثبات و رشدسیاسی می باشد. امری که اخیرا مکرر در بیان مقام معظم رهبری تجلی می یابد. در سالهای پس از جنگ، دولت های برسرکار همواره یکی از دو مقوله ثبات و رشد سیاسی را فدای دیگری نمودند. دولت سازندگی به بهانه ثبات سیاسی و تمرکز بر توسعه اقتصادی بر حضور مردمی خط قرمز کشیده و دولت اصلاحات در راه نیل به توسعه سیاسی، ثبات و آرامش سیاسی را خدشه دار نمود. بنابراین طرح مسائلی چون حاکمیت دوگانه، اختلافات قوا، تاثیرات مخرب روحیات شخص رئیس جمهور، تعدد و تعارض مراکز تصمیم گیری و ... از ديگر عوامل موثر در مطرح شدن اين موضع بوده است. ساختار پارلمانی در عین انسجام و وحدت بخشی به قوای حکومتی، که نتیجه آن ثبات سیاسی است، ضامن تحقق مردم سالاری و تغییر مسئولین با خواست مردم است.
د: اقتدار و عزت ملی
یکی از مهمترين كاركرد ويژه انتخابات و مشاركت سياسي مردم، در حوزه خارجی و بین الملل اولا رشد پرستیژ کشور و از سوی دیگر خنثيسازي توطئهها و تهديدات دشمنان ميباشد كه در عين حال موجب افزايش اقتدار نظام و امنيت ملي كشور ميشود و داراي پيامدهاي مثبت منطقهاي و بينالمللي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران خواهد بود. مقام معظم رهبری نیز به درستی برگزاری پرشکوه انتخابات را نشان بزرگی ملت ایران می دانند:
حضور مردم در انتخابات، يكي از مهمترين مظاهر اقتدار ملي است ... البته سلايق مردم مختلف است نامزدها هم متعددند، هر كدام از آنها هم سليقه و نظري دارند و مردم هم به يك نفر رأي ميدهند، اين مسأله بعدي است. مسأله اول اين است كه همه در اين آزمون عمومي ملت ايران شركت كنند و نشان بدهند كه ملت ايران زنده است و به سرنوشت كشورش علاقه دارد. تحليلگران گوناگون در اطراف دنيا روي اين موضوع حساب ميكنند. خيلي از آنها ميدانند و بعضي هم ديدهاند و بعضي نيز در پروندهها خواندهاند كه در اين مملكت از اول مشروطيت تا قبل از انقلاب - كه حدود شصت سال فاصله بود - جز موارد بسيار معدودي مردم به صندوقهاي رأي مجلس اعتنا نكردند. زمامداري كشور هم كه در اختيار خانواده دست نشانده بود. آنها ميبينند كه امروز مردم ايران وارد ميدان ميشوند و خودشان مسئولان كشور را انتخاب ميكنند؛ اين شرف و عزت بزرگي براي ملت ايران است.
حضور مردم در انتخابات را تضمین کننده اقتدار ملی ایران دانست. حضور پرشور مردم در پای صندوقهای رای پیام های فراوانی به خارج از مرزهای سیاسی و جغرافیایی کشور دارد. حفظ استقلال کشور با تکیه بر مردم، نمایاندن رشد و بلوغ سیاسی، تبیین الگوی مردم سالاری دینی به عنوان الگوی ایرانی اسلامی متناسب با نیازهای روز جهانی و در نهایت اقتدار ملی مهمترین کارویژه های انتخابات در نظام مردم سالاری دینی می باشد.
حضور [شما] در پای صندوقها، نشان دادن مردم سالاری در این کشور، تقریباً از همه کشورهای غربی و کشورهای لائیک بیشتر بوده و این دفعه هم به فضل الهی همین طور خواهد شد.
جمع بندی
انتخابات در كنار ديگر ساز و كارهاي مشاركت شهروندان به صورت انفرادي يا جمعي،گروهي و صنفي، همچنان به عنوان بارزترين و قابل اندازهگيري ترين نوع مشاركت مردم در عرصه سياسي است. همچنين انتخابات از يك سو پايههاي اجتماعي قدرت سياسي را نشان ميدهد و از سوي ديگر ملاك خوبي براي ارزيابي توزيع قدرت در جامعه است. چنانچه دیدیم در نظام مردم سالاری، مردم نقشی محوری دارند؛ در عین اینکه رای مردم یکی از پایه های این نظام در کنار حقانیت دینی است، وظیفه خدمت به مردم از جمله اساسی ترین اهداف اسلامی در حوزه سیاست محسوب می گردد. تاکید بر انتخابات نیز در عین اینکه، تاکید به نقش مردم است، کارویژه های فراوانی در پیشرفت و رشد دولت- ملت ایران اسلامی دارد که می توان اینچنین از آنها نام برد: توسعه فرهنگ سیاسی مشارکتی، ارتقای فرایند جامعه پذیری و همکاری های دسته جمعی، تغییر و اصلاح تکاملی و مداوم ساختارهای سیاسی، افزایش امید و اعتماد در مردم و احساس عزت ملی، محافظت از کشور در برابر تهدیدات خارجی و ...
مقدمه
جايگاه مجلس در انديشه امام خمينى (ره) فراتر از تعاريف نظرى مىباشد. در انديشه امام مجلس در راس امور و اهتمام به ان جز ضروريات و واجبات جامعه است از اين رو مشاركت در انتخابات مجلس و بر گزيدگان شايستگان براي اين امر از منظر امام خميني(ره) براي فرد فرد ملت ايران تكليف الهي و اسلامي است .
لزوم تحقق شايسته سالاري از ديدگاه امام علي(ع)
از نظر عدل امام علي(عليه السّلام) تمام مسئولان جامعه اعم از رهبري و تمام مديران و كارگزاران نظام سياسي و اجرايي، مي بايست مراتبي متناسب با استعداد و ظرفيت و شايستگي و تخصص داشته باشند. از آنجا که یکی از تعابیر عدالت از نظر امام(ع)، قرار گرفتن هر چیز در جای معین خود است، لذا در مسند حکومت، رهبران و دست اندرکاران و کارگزاران باید از اشخاص صاحب صلاحیت از حیث تقوا، دانش و توانایی انتخاب شوند، زیرا مدیریت و اساساً در دست گیری هر کاری احتیاج به لیاقت و استعداد خاص همان کار را دارد و تنها چنین مستحقین و صاحبان استحقاق بر سبیل عدالت، شایستگی نشستن بر مسند انجام چنین اموری را دارند. در عین حال عدالت ایجاب می کند که تواناترین و باورع و بادانش ترین فرد، در کسب موقعیتها و مراتب عالی از سایرین اولی باشدبر این اساس بود که می فرمود یا ایها الناس! انّ احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامرالله فیه:همان سزاوار به خلافت کسی است که بدان تواناتر باشد و در آن به فرمان خدا داناتر ان بزرگوار به خوبی به اين امر واقف بود كه تا هنگاميكه كارگزاران اصلاح نگردند عدل موردنظر وي در جامعه محقق نمي شود،و اصلاح کارگزاران و شایسته گزینی همواره در راس برنامه های ایشان قرار داشت . لذا پس از پذيرش خلافت، تقريباً تمام استانداران و فرمانداران و نمايندگان عالي رتبه سابق را عزل نمود، هرچند كه اين امر موجب دشمن تراشي و تضعيف حكومت علي(عليه السّلام) گرديد، ولي آن حضرت هيچ گاه به خاطر نارضايتي بعضي از گردنكشان و بيدادگران، از اجراي اصل شايسته سالاري خودداري نورزيد و رضایت گروه کثیری را فدای منافع جامعه نکرد ، بخش اعظمي از نامه ها ودستورالعمل هاي حكومتي ايشان به كارگزاران و نمايندگان سياسي، ناظر به اين مطلب است و در همه آنان بر این امر حیاتی تکیه و تاکید خاصی شده است .ایشان بر این عقیده بود که کار مردم جز به شایستگی زمامداران سامان نمی یابد لذا ان بزرگوار در نامه تاریخی خود به مالک حضرت به مالك اشتر، بر این نکته تاکید بلیغ می کند سپس در كار عاملان خود بينديش و پس از آزمودن، به كارشان بگمار و به ميل خود و بدون مشورت، آنان را به كار مخصوص مگمار كه به هواي خود رفتن و به رأي ديگران ننگريستن، ستمگري و خيانت است. آنان را از ميان كساني برگزين كه تجربه و حيا دارند؛ از خاندان هاي پارسايي كه در مسلماني، قدمت و دلبستگي بيش تري دارند اخلاقشان گرامي تر، آبروشان محفوظ تر، طمعشان كم تر و عاقبت نگري شان بيشتر است. عدالت علوی ایجاب مي كرد هركسي با توجيه موقعيت و مقام دروني و تخصص و شايستگي مي بايست عهده دار پستي در همان سطح شود. اين نحوه گزينش ياران در سيستم حكومتي امام علي(عليه السّلام) به قدري دقيق بود كه امكان خطا و اشتباه كارگزارانش را به صفر مي رساند. نكته ای که توجه به ان می تواند اکثر مشکلات جوامع را حل کند . ان حضرت سخت به این اصل پایبند بود که آفه الاعمال.. العمال : افت حکومت کارگزارانش است) از اين رو بود كه امام،زمانیکه محمدبن ابي بكر را كه از اصحاب لايق و باوفاي خود و استاندار مصر بود و ازوي راضي بود، باتوجه به موقعيت ويژه و استراتژيك مصر، عزل و مالك را به جاي وي نصب كرد و وقتي كه خبر به امام(عليه السّلام) رسيد كه محمد از اين واقعه آزرده خاطر گرديده است، حضرت خطاب به وي چنين نوشت چون شنيد وى از عزل خود و جانشينى اشتر در مصر دلتنگ شده است، و اشتر به هنگام رفتن به مصر پيش از رسيدن بدانجا شهيد شد اما بعد، خبر يافتم كه از فرستادن أشتر براى تصدّى كارى كه در عهدهدارى دلتنگ شدهاى. آنچه كردم نه براى آن است كه تو را كند كار شمردم، يا انتظار كوشش بيشترى بردم، و اگر آنچه را در فرمان توست از دستت گرفتم بر جايى حكومتت دادم كه سر و سامان دادن آن بر تو آسانتر است، و حكمرانىات بر آن تو را خوشتر. مردى كه حكومت مصر را بدو دادم مصلحت جوى ما بود، و بر دشمنان سخت دل و ستيزه رو، خدايش بيامرزاد! روزگارش را به سر آورد، و با مرگ خود ديدار كرد، و ما از او خشنوديم. خدا خشنودى خود را نصيب او كناد، و پاداشش را دو چندان گرداناد. پس به سوى دشمن برون شو، و با بينايى به راه بيفت و با آن كه با تو در جنگ است آماده پيكار شو- و مردم را- به راه پروردگارت بخوان، و از خدا فراوان يارى خواه تا در آنچه ناآرامت مىدارد تو را كفايت كند، و در آنچه به تو رسد يارىات دهد، ان شاء اللّه.! امام (ع) حتی در نامه خود به استاندارانش نیز مکرر یادآوری فرموده است که افرادی را به عنوان کاتب، کارگزار، قاضی و ... انتخاب نمایند که از توانایی و لیاقت بالایی برخوردار بوده و بر اساس اصل عدالت گزینش شده باشند، به گونه ای که امکان دستیابی به بهتر از آنان وجود نداشته باشد باتوجه به اين فرمايشات مولاي متقيان، به خوبي اين نكته بر انسان مكشوف مي شود كه حضرت به اصل لياقت و كفايت سياسي در کنار تدبير، تجربه وكارآمدي اشخاص باتوجه به مقتضيات زمان ومكان سخت معتقد است. چون از اين طريق و مجرا ست که می توان امید داشت تا عدالت را در جامعه پياده شود
اهميت و نقش مجلس از ديدگاه امام خمینی (ره)
از ديدگاه امام خميني(ره) مجلس مركز قدرت و قانون است مركز همه قانونها و قدرتها مجلس است. مجلس هدايت مىكند همه را و بايد بكند، اما بناى بر اين نباشد كه مجلس دولت را ضعيف كند. و بناى بر اين هم نباشد كه دولت مجلس را ضعيف كند. تضعيف هر يك، تضعيف خودش هم هست. اگر رئيس دولت؛ رئيس جمهور تضعيف كند مجلس را، خودش قبل از مجلس سقوط مىكند. و اگر مجلس تضعيف كند دولت و رئيس جمهور و آنهايى كه اجرا مىخواهند بكنند، اين خودشان هم تضعيف مىشوند و امروز صلاح نيست. چنانچه در يكوقتى هم يك همچو مطلبى واقع بشود، آن هم يك جرم است بر اين اساس است كه امام خميني(ره)بيان مي دارند كه هيچ كس حق جسارت و دخالت را در مجلس ندارد من قبلًا از آقايانى كه زحمت دادم معذرت مىخواهم، لكن بعض مسائل هست كه موجب شد من به خدمت آقايان برسم و آن چيزى كه تكليفم هست، عرض كنم. اولًا كه هيچ نگرانىاى در اين مسائل نيست و من تأييد مىكنم مجلس را و هميشه سفارش مىكنم به ملت كه مجلس را بايد تأييد كنند. و مجلس از ارگانهايى است كه لازم است بر همه ما كه او را تأييد كنيم. و هيچ كس حق ندارد كه راجع به مجلس جسارتى بكند، و مجلس حقش است كه موافق و مخالف داشته باشد و ممتنع، و يك مسئلهاى است كه هميشه بايد در مجلس باشد و اين امرى است كه گذشت و در او هيچ صحبتى نيست. و ان را در راس تمام نهاد هاي نظام مي دانند مجلس شوراى اسلامى، كه در رأس تمام نهادهاى نظام جمهورى اسلامى است، از ويژگيهاى خاص برخوردار است، كه مهمترين آنها اسلامى- ملى بودن آن است. اسلامى است كه تمام تلاشش در راه تصويب قوانين غير مخالف با احكام مقدس اسلام است؛ خصوصاً با برخوردارى از شوراى محترم نگهبان. و ملى است، كه از متن ملت جوشيده است و دست شرق و غرب و وابستگان به آنان از سرنوشت آن كوتاه است. امروز مجلس خانه واقعى ملت است. و بر خلاف دوران طاغوت، بخصوص رژيم ستمگر پهلوى، بر آراء توده متعهد به اسلام و اصيل و زحمتكش و محروم استوار است؛ و دست ناپاك دولتمردان و قدرتمندان و خانان و غرب و شرقزدگان از آن كوتاه است. و در جاي ديگري بيان مي دارند من در اين شك ندارم، در اينكه آقايان وكلا همه به حسب نوع- و اگر استثنا بشود يك استثناى بسيار نادر است- حسن نيت دارند. در اين هم من هيچ ترديدى ندارم و در اين معنا هم كه مجلس در رأس همه ارگانها واقع است و مجلس، ملت است كه متبلور شده است و تحقق پيدا كرده است در يك جاى محدود، اين هم بىاشكال است.بناءً عليه ما تا اينجايش با همه آقايان موافقيم و اعتقاد هم همان طورى كه داريد، داريم.بر اين مبناست كه ايشان نمايندگان مجلس را عصاره فضايل ملت مي دانند البته من نبايد نصيحت كنم شما را. شما بحمد اللَّه خودتان همه چيز را مىدانيد، لكن در اين زمان بايد فكر كنيد كه مجلس اگر يك خدشه پيدا بكند چه خواهد شد. كوشش كنيد خدشهاى پيدا نشود در مجلس. كوشش كنيد كه همان طورى كه اسلام اين مسائل را پيش آورده و ما در سايه اسلام توانستيم اين مسائل را حل كنيم، اين مسأله محفوظ بماند و همه چيز در سايه اسلام محفوظ بماند. البته من مشكلات مجلس را، مشكلات دولت را مىدانم، از اين جهت توقع ندارم كه همه امور همين طورى حل بشود، لكن در عين حال چون اتكاى شما آقايان به خداى تبارك و تعالى است، اميدوارم كه خداوند هدايت كند شما را و راه حقيقىاى كه اسلام مىخواهد، شما در آن راه باشيد و خواهيد بود. و اميدوارم كه هميشه كوشا باشيد در اينكه اين ملتى كه زير بار ظلم بوده است، از اين به بعداين ملت سرفراز باشد و نمايندگان اينها كه خلاصه ملت و عصاره ملتاند، سرفراز باشند و قويدل مشغول خدمت باشند. از ديدگاه امام خميني(ره) اهتمام مجلس بايد به مسائل اسلامي و اخلاقي باشد من بنا ندارم كه امروز صحبت كنم، لكن دعا منافات ندارد با بنا. من هميشه دعاگوى همه اقشار ملت بودهام، خصوصاً آن جمعى كه ارزشمندند براى نظام. من اميدوارم كه خداى تبارك و تعالى به شما آقايانى كه عمرتان را داريد صرف مىكنيد براى اسلام و پيشبرد اسلام، توفيق بيشتر عنايت كند و اميدوارم كه در اين مجلس و در مجلسهاى آتيه مسائل، مسائل اسلامى باشد و روش، روش اخلاقى و اسلامى. و براي رفاه ملت بايد تلاش كند مجلس جمهورى اسلامى همان سان كه در خدمت مسلمين است و براى رفاه آنان فعاليت مىنمايد، براى رفاه و آسايش اقليتهاى مذهبى- كه در اسلام احترام خاصى دارند و از قشرهاى محترم كشور هستند- اقدام و فعاليت مىنمايد، و اساساً آنان با مسلمانان در صف واحد و براى كشور خدمت مىكنند و در صف واحد از تمام ارزشها و مآثر آن برخوردار مىباشند. و در راه اتحاد و انسجام جامعه گام بردارد خلاصه كلام اينكه مجلس و نمايندگان بايد مؤيد وحدت و انسجام جامعه باشند و مسئولين در كنار مردم و مردم همراه و پشتيبان مسئولين به وظيفه خود عمل كنند و از بركات مادى و معنوى اتحاد مقدس خود بهرهمند شوند و از صحنهها كنار نروند كه امروز شايد گناهى بالاتر از كنارهگيرى نباشد و هيچ عذر و بهانهاى براى ترك صحنه انقلاب پذيرفته نمىشود.لذا از ديدگاه امام خميني(ره) نمايندگان مي بايست با همدلي با ساير قوا در راه رفع مشكات مردم تلاش كنند و امروز كشور و نظام و مديريت آن همچون گذشته نياز به شجاعت در حل مسائل و چه بسا وسوسهها، ما را از رسيدن به اهداف بزرگترى كه در پيش رو و در نظر داريم محروم كند، كه اميدوارم اين مجلس با هماهنگى و همدلى نمايندگان و نيز با همسويى و ارتباط قوى با مديران و مجريان و كارشناسان و همچنين با استفاده از نظريات و مشورت با شوراى محترم نگهبان، بتواند گامهاى بلندى در حل معضلات محرومين و پابرهنهها بردارد و در تنگناها و موانع، از قدرت و قاطعيت و سرعت عمل مجمع تشخيص مصلحت كه پشتوانه عظيم و با بركت و پر ثمرى براى كشور ماست، بهرهمند شود. امام (ره) از نمايندگان مجلس مي خواهند كه در تصويب قوانين كه مر بوط به رفاه حال مستضعفين است با تمام وجود تلاش كننند طرحها و پيشنهادهايى كه مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصاً مستضعفين است انقلابى و با سرعت تصويب كنيد، و از نكتهسنجيها و تغيير عبارات غير لازم كه موجب تعويق امر است اجتناب كنيد، و از وزارتخانهها و مأموران اجرا بخواهيد كه از كاغذ بازيها و غلط كاريهاى زمان طاغوت اجتناب كنند و رفاه ملت مظلوم و عقب افتادگيهاى آنها را به طور ضربتى تحصيل و ترميم كنند.از اين رو از ديدگاه امام(ره)مجلس نقش موثر و محوري در تحقق توسعه دارد.
بحث و نتيجه گيري پاياني
با عنايت به انچه گفته شد مي توان استنباط كرد كه بر گزيدگان افراد شايسته و متعهد به ارمانهاي انقلاب در انتخابات مجلس امري لازم و ضروري است و لازم است كه همگان به ان عنايت و توجه ويژه اي داشته باشند
قطار کاندیداتوری مجلس بایستی از ریل معنویت و عدالت عبور کند. مجلس آرمانگرا به خودی خود شکل نخواهد گرفت مگر به همت حضور نمایندگانی که با تزکیه نفس و رعایت تقوای سیاسی در ترازوی انتخابات ایستاده باشند.
1- شاید روزی که مقام معظم رهبری فرمان 8 مادهای تاریخی خود را برای مبارزه با مفاسد اقتصادی به 3 قوه ابلاغ کردند از جمله مهمترین اقدامات پیشگیرانه این بود که تکلیف منابع مالی انتخابات برای پرهیز از مفاسد اقتصادی روشن شود که متأسفانه این مهم از سوی متولیان امور آنگونه که شایسته بود انجام نپذیرفت. اما اکنون که هراز گاهی اخباری تکاندهنده از رخنه مفاسد اقتصادی در زمینه انتخابات به گوش میرسد، دیگر جای مسامحه نیست.
هنگامی که یک نماینده در حوزه انتخابیه کوچکی چند صد میلیون تومان برای انتخابات هزینه میکند تا به کرسی نمایندگی دست یابد، اگر مبالغ مورد نظر از منابع نادرست تامین شده باشد، طبعا تامینکنندگان منابع مالی از این دست نمایندگان انتظاراتی دارند و روشن است بذری که کاشتهاند باید درو کنند و از همین جا یکی از گلوگاه های مفاسد اقتصادی به روی سودجویان باز میشود و تامینکنندگان منابع مالی ممکن است از یک درخواست کوچک شروع کنند تا به درخواستهای بزرگتری برسند و این پدیده هیچگاه تمامی ندارد و هر روز وارد مرحله جدیدی شده و دامنه فساد اقتصادی گستردهتر خواهد شد.
2- بر اساس آموزه هایی که از گفتمان امام و انقلاب آموخته ایم دستیابی به هدف مقدس در گرو داشتن ابزاری پاک و مقدس است. اساسا قطار کاندیداتوری مجلس بایستی از ریل معنویت و عدالت عبور کند. مجلس آرمانگرا به خودی خود شکل نخواهد گرفت مگر به همت حضور نمایندگانی که با تزکیه نفس و رعایت تقوای سیاسی در ترازوی انتخابات ایستاده باشند.
تبیین شاخصه های مجلس پاک و آرمانگرا در بیانات مکرر مقام معظم رهبری به چشم می خورد که می تواند به عنوان چراغ راه پیش روی منتخبین ملت قرار گیرد.
نتیجه ارتباط با صاحبان قدرت و ثروت
«اگر كسی بخاطر تأمین نمایندگی در مجلس بعدی، به صاحبان ثروت و قدرت نزدیك شود، خدا از این كار بسیار زشت نمی گذرد و انتقام الهی، حتماً بر سرنوشت او اثر خواهد گذاشت، ضمن اینكه این گونه كارها بر جامعه هم اثر منفی می گذارد.»(1)
ضرورت داشتن تقوای جمعی در کنار تقوای فردی
«مجموعهها و جمعها و جریانها، علاوه بر تقوای فردی اعضای خود، باید در نگاه كلان از تقوای جمعی نیز برخوردار باشند چرا كه در غیر این صورت، افراد متقی حاضر در این جریانها نیز، به علت خطای عمومی جمع، به انحراف و خطا میافتند...
جریانی كه اوایل انقلاب به جریان چپ مشهور بود و شعارهای خوبی میداد با وجود داشتن آدمهای با تقوا، از مراقبت و تقوای جمعی غافل شد و كار به جایی رسید كه " فتنه گران ضد امام حسین (ع) و ضد اسلام و امام"، به آنها تكیه كردند كه این واقعیت نشان میدهد غفلت از تقوای جمعی، خطری بسیار بزرگ است.» (2)
ضروت غلبه بر خواهش های نفسانی
« نماینده باید بر خواهشهای نفسانی خود غلبه یابد و در سختترین عرصهها دریابد که تکلیف چیست. یعنی او باید در جستجوی شناخت تکلیف باشد و به تکلیف عمل کند، زیرا از نظر رهبری سنگبنای همه امور همین است و کسی که سختترین کار را انجام دهد به بهترین اوجها و قلهها میرسد.» (3)
تاکید بر آرمانگرایی و واقع بینی
« قانونگذار باید دو ویژگی آرمانگرایی و واقعبینی را در وضع قانون در نظر داشته باشد تا از آنها عبور نکند و از آرمانها کوتاه نیاید و آرمانها را با توجه به واقعیتهای تکلیفی که برای دولت معین میکند، دنبال کند.» (4)
موارد فوق از مهمترین وظایفی است که تک تک مسئولان به ویژه کسانی که خود را در معرض رای مردم قرار می دهند بایستی بدان اهتمام ورزند و ضمن مطالعه و تحلیل سیر و سلوک رفتار سیاسی کسانی که سابقا در کسوت کاندیداتوری در انتخابات های مختلف مورد محک ملت قرار گرفتند، به ریسمان الهی چنگ زنند و با سرلوحه قرار دادن رهنمودهای حکیمانه رهبر دلسوخته انقلاب به سمت غرب و شرق منحرف نگردند.
در قضیه فتنه اسرائیلی – امریکایی سال 88 به وضوح شاهد سقوط جماعتی بودیم که پیش از آن خود را دلباخته آرمانهای پیر جماران معرفی می نمودند و به واسطه درک زمان حیات آن بزرگوار، به دنبال آن بودند که از این نمد پوستینی برای خود بدوزند اما غافل از اینکه نظر خاص ارواح طیبه شهدا و دعای مادران آن پاکبازان بر این انقلاب سایه افکنده و ملت ایران با استعانت از توجهات حضرت ولی عصر (عج) نخواهد گذاشت که این انقلاب به دستان نا اهلان بیفتد. در حقیقت نداشتن تقوای فردی و جمعی و دوری از آرمانهای امام و شهدا زمینه گرفتار آمدن در مثلث زر و زور و تزویر را فراهم ساخت و موجب رخته نمودن دستان ناپاک در میان جماعتی شد که امروز با نام سران فتنه از آنان یاد می شود.
کلاهی که به واسطه عدم توجه به مبانی گفتمان امام و انقلاب بر سر رای نیاورندگان انتخابات 22 خرداد 1388 رفت اگرچه مختص فرد و جریان خاصی سیاسی بود اما این مسئله اصولگرا و اصلاح طلب نمی شناسد و می تواند خدایی ناکرده در اثر دوری از معنویت و تقوای سیاسی گریبانگیر اشخاص متعددی شود و لذا بایستی به خدا پناه برد از شر شیطان رجیم.
پي نوشتها:
1- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس هشتم - 8/3/1390
2- همان
3- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس هشتم- 21/3/1387
4- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس هشتم - 18/3/1389